الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

119

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

بيان مطلب در قالب مثال اين است كه فرض كنيد : شيخ طوسى مستقيما به شما خبر دهد كه قال الشيخ اخبرنى المفيد قال اخبرنى الصدوق قال اخبرنى ابى قال اخبرنى الصّفار قال كتبت الى العسكرى عليه السّلام كذا و كذا . خبر مزبور على الظاهر يك خبر است كه داراى پنج واسطه است ، لكن فى الواقع پنج خبر بلا واسطه است . منتهى خبر شيخ به شما وجدانا و عقلا بىواسطه است چرا كه خودتان از زبان او شنيده‌ايد و خبرهاى مفيد و صدوق و پدرش و . . . بلا واسطه تعبدى و شرعى است . * مراد از اين خبرهاى بلا واسطهء وجدانى و تعبّدى چيست ؟ وقتى شيخ به شما خبر داد ، خبرش يك خبر عدل است و به حكم آيهء نبأ ، تصديق آن واجب است ، معناى وجوب تصديق ، حكم به ثبوت مخبر به است ، لكن مخبر به ، قول معصوم نيست تا خبر شيخ مع الواسطه شود ، بلكه مخبر به ، اخبار المفيد است . يعنى : شيخ طوسى عادل خبر مىدهد كه مفيد به او اخبار نموده از قول صدوق ، پس شيخ را تصديق كن ، يعنى : بگو مفيد چنين خبرى را به او داده و اخبار المفيد براى شيخ بلا واسطهء وجدانى است لكن براى شما كه از زبان شيخ مىشنويد بلا واسطهء تعبدى است . در بلا واسطهء تعبدى ، شما خود را جاى گذاشته و هر اثرى را كه شيخ وجدانا بر خبر مفيد مترتب مىنمود شما هم تعبدا مترتب مىسازيد . سپس به سراغ خبر دوم يعنى : خبر مفيد مىرويم ؛ خبر مفيد هم خبر عادل است و به حكم آيهء نبأ ( صدق العادل ) حكم كن به ثبوت مخبر به ، اما مخبر به به خبر مفيد قول امام نيست تا خبر مع الواسطه باشد ، بلكه قول صدوق و اخبار صدوق است و اخبار صدوق است كه بلا واسطه به مفيد رسيده است . منتهى اخبار الصدوق را كه پدرش به او خبر داده است ، نسبت به مفيد بلا واسطهء وجدانى است و نسبت به من بلا واسطهء تعبدى است ، چرا كه من با كمك آيهء نبأ خود را جاى شيخ طوسى و سپس جاى مفيد گذاشته و آن اثرى را كه مفيد برآن مترتب مىكرد من هم مترتب مىكنم ، و هكذا نسبت به خبر صدوق كه خبر عادل است و مخبر به آن اخبار الاب است ، و هكذا نسبت به خبر پدر صدوق كه مخبر به آن اخبار صفّار است و . . . همان محاسبهء بالا مجدد صورت مىپذيرد . در نتيجه : هيچ‌كدام از طبقات خبر مع الواسطه نمىشود ، بلكه هر لاحقى از سابق خود خبر مىدهد و آن خبرى بلا واسطه است . * شاهد و گواه بر اينكه اين خبر چند خبر است نه يك خبر ، چيست ؟ اين است كه علماء بالاجماع مىگويند : اگرچند طبقه در ميان بود بايد همهء طبقات امامى عدل باشند تا حديث صحيحه باشد درحالىكه اگر يك خبر بود كه مخبر اخيرش عادل باشد ، كافى است .